جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

716

تحفة الملوك ( فارسى )

« الناس كما يعيشون يموتون و كما يموتون يبعثون و كما يبعثون يحشرون » « 1 » ، يعنى مردمان به همان نحوى كه زندگى مىكنند به همان نحو مىميرند و به همان نحو كه مىميرند مبعوث و زنده كرده مىشوند و به همان نحو كه زنده كرده مىشوند حشر نموده مىشوند . و در كلمات جناب امير عليه السّلام ايضا رسيده است كه « عش ما شئت فانك تموت و احبّ من شئت فانك تحشر معه » « 2 » ، يعنى زندگى بنما هر قدر كه مىخواهى ! به درستى كه آخر مىميرى ، و دوست بدار هركس را كه مىخواهى ! به درستى كه تو محشور با او خواهى شد . و از اين‌جا راه و طريقهء آن‌كه بعضى از اصحاب حضرات پيغمبر و ائمهء هدى عليهم السّلام شخص بهشتى را از جهنمى مىشناختند و تفرقه فىمابين ايشان در اين عالم مىگذاردند بر تو معلوم شد ، ان شاء اللّه تعالى ، بلى : هر دلى را اطلاعى نيست بر اسرار عشق * محرم اسرار معنىدار علوى جان ماست « 3 » و بدان‌كه چون در حالت خواب رفتن ، قطع تعلق روح از عالم حيوانى فقط مىشود نه نباتى ، بلكه تعلق آن به عالم نباتى بدن عنصرى باقى است و به واسطهء همين تعلق است كه تفرقه فىمابين خواب رفتن و مردن مىباشد ، لهذا اين بدن عنصرى در هر حالتى كه از لوازم نفس نباتى و عالم طبيعت باطنى او است تابع همان بدن مثالى او است و به انفعال آن منفعل مىشود ؛ مثل حالت احتلام و بيرون آمدن منى ، كه چون از لوازم نباتيه و عالم طبيعت اين بدن مادى و عنصرى است كه تعلق روح به آن در وقت خواب باقى است و قطع نشده است ، پس اين بدن در اين حالت و در امثال آن ، تابع بدن صورى مثالى است و به انفعال آن منفعل مىگردد ، و در هر حالتى كه از لوازم نفس حيوانى و عالم حس ظاهرى او است كه تعلّق روح از آن در وقت خواب منقطع و

--> ( 1 ) . محجة البيضاء ، ج 8 ، ص 317 ، با اندكى اختلاف اين‌طور آمده : « كما تعيشون تنامون و كما تستيقضون تبعثون » . ( 2 ) . اين حديث منسوب است به پيغمبر و حديث با اختلاف در بعضى منابع اين‌چنين است : « جاء جبرئيل الى النّبى صلّى اللّه عليه و إله فقال يا محمّد ، عش ما شئت فانّك ميّت و أحبب ما شئت فانّك مفارقه و اعمل ما شئت فانّك مجزى به و اعلم انّ شرف الرجل قيامه باللّيل و عزّه استغناؤه عن الناس » : صدوق ، امالى ، ص 194 ، المجلس الحادى و الاربعون ، ح 5 ؛ معانى الاخبار ، ص 178 ، باب معنى اشراف الامّه ، ح 2 و خصال ، ج 1 ، ص 7 ، باب الواحد ، ح 20 ، ولى در حديث 19 ، اين‌طور آمده است : « . . . و اعمل ما شئت فانّك ملاقيه . . . » . ( 3 ) . ابو الحسن عبد الرحمن ختمى ، شرح عرفانى غزل‌هاى حافظ ، ج 1 ، ص 552 .